اخبار و اطلاعیه ها

در یک ماه گذشته انجام شد:

پلمب نود مکان عرضه آشکار مواد مخدر و روان گردان در کرمانشاه

تاریخ خبر: 19 شهريور 1396   ساعت خبر: 08:50:00

دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه گفت:در طول یک ماه گذشته بیش از نود مکان عرضه آشکار مواد مخدر و روان گردان در کرمانشاه پلمب شده است.
به گزارش روابط عمومی دادستانی کل کشور،محمد حسین صادقی دادستان کرمانشاه با اعلام این خبر گفت:مقابله جدی با عرضه مواد مخدر و روان گردان از اولویت های راهبردی دستگاه قضایی است و در این راه البته نیازمند همکاری و تعامل همه مردم و شهروندان هستیم.
وی افزود:پاکسازی محیط زیست اجتماعی از افراد هنجار شکن منحصر به پلیس و دستگاه قضایی نیست بلکه یک تکلیف همگانی است که باید به آن عمل کنیم.
دادستان کرمانشاه تاکید کرد:شهروندان کرمانشاهی می توانند با مراجعه حضوری یا کتبی و تلفنی و بدون اعلام مشخصات فردی خود و البته به صورت  و دقیق تمامی افرادی را که در زمینه تهیه و توزیع اقلام ممنوعه فعالیت می کنند، به دستگاه قضایی یا پلیس معرفی کنند.
 

نسخه چاپی

امروز 24 تیر 1398     ساعت 22:23

سخن بزرگان

میلاد امام رضا(ع) مبارک

 

امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هـ. ق در مدینه دیده به جهان گشود.

دوران امامت آن حضرت ۲۰ سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون (ده سال)، امین (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود. امام رضا در آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هـ. ق در سن ۵۵ سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد.

درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا (ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند خنده کند، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که خلوت می کرد و کنار سفره می نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می نشاند.»

«یسع بن حمزه» می گوید: در مجلس امام رضا(ع) مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبرخدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم.

آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم.

امام(ع) فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.

کلیه حقوق برای دادستانی کل کشور محفوظ است