اخبار و اطلاعیه ها

تاکید دادستان یزد بر افزایش سطح نظارت ها در روزهای پایانی سال

تاریخ خبر: 08 اسفند 1396   ساعت خبر: 12:20:14


دادستان عمومی و انقلاب یزد بر ضرورت نظارت بر سارقان سابقه دار در روزهای پایانی سال و ایام نوروز تاکید کرد.
به گزارش روابط عمومی دادستانی کل کشور،علی اکبر شمس دادستان عمومی و انقلاب یزد گفت:در روزهای پایانی سال به جهت آرامش و امنیت مردم باید نظارت بیشتری بر افراد سابقه دار در زمینه سرقت انجام شود.
وی با تاکید بر لزوم حفظ حقوق شهروندی و حقوق عامه به فعالیت نیروهای ضابط قضایی اشاره کرد و گفت:طبق قانون،تحقیقات پرونده زمانی دارای اعتبار است که توسط ضابط آمدزش دیده و دارای کارت ضابطین عام ثبت و ضبط شود.
وی همچنین بر لزوم ایجاد کمپ جداگانه ای برای نگهداری و در نهایت فراهم آوردن شرایط خروج  اتباع بیگانه غیر مجاز  تاکید کرد و افزود:این مسئله را در نشست اخیر شودای قضایی-انتظامی استان یزد مطرح کردم تا در خصوص آن فکر مناسبی صورت گیرد.

نسخه چاپی

امروز 24 تیر 1398     ساعت 22:33

سخن بزرگان

میلاد امام رضا(ع) مبارک

 

امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هـ. ق در مدینه دیده به جهان گشود.

دوران امامت آن حضرت ۲۰ سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون (ده سال)، امین (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود. امام رضا در آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هـ. ق در سن ۵۵ سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد.

درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا (ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند خنده کند، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که خلوت می کرد و کنار سفره می نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می نشاند.»

«یسع بن حمزه» می گوید: در مجلس امام رضا(ع) مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبرخدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم.

آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم.

امام(ع) فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.

کلیه حقوق برای دادستانی کل کشور محفوظ است