اخبار و اطلاعیه ها

در جریان سفر به شهرستان ساوه

دادستان کل کشور از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید کرد

تاریخ خبر: 18 تير 1398   ساعت خبر: 18:20:01

به گزارش اداره کل روابط عمومی دادستانی کل کشور، حجت الاسلام و المسلمین منتظری دادستان کل کشور در ادامه سفر خود به شهرستان ساوه، عصر امروز از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید و در جریان مشکلات این کارخانه قرار گرفت.

در این بازدید دادستان کل کشور با حضور در یکی از خطوط تولیدی این شرکت بر رونق تولید و حمایت از صنایع کوچک و بزرگ تاکید کرد.

بنابراین گزارش، این شرکت که در سال ۹۳ ورشکسته شده بود با تلاش و حمایت قوه قضاییه احیا شده و اکنون به شرکتی سود ده تبدیل گشته است به طوری که تامین ۶۳ درصد از بازار آلومینیوم داخلی را برعهده دارد.

همچنین این شرکت دارای بیش از ۶۰۰ کارگر می‌باشد که همگی در این کارخانه مشغول به فعالیت هستند.

 

دادستان کل کشور از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید کرد

 

دادستان کل کشور از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید کرد

 

دادستان کل کشور از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید کرد

 

دادستان کل کشور از کارخانه آلومینیوم پارس بازدید کرد

 

 

نسخه چاپی

امروز 24 تیر 1398     ساعت 23:03

سخن بزرگان

میلاد امام رضا(ع) مبارک

 

امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هـ. ق در مدینه دیده به جهان گشود.

دوران امامت آن حضرت ۲۰ سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون (ده سال)، امین (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود. امام رضا در آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هـ. ق در سن ۵۵ سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد.

درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا (ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند خنده کند، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که خلوت می کرد و کنار سفره می نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می نشاند.»

«یسع بن حمزه» می گوید: در مجلس امام رضا(ع) مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبرخدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم.

آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم.

امام(ع) فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.

کلیه حقوق برای دادستانی کل کشور محفوظ است